السيد الطباطبائي

535

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بحث در وادى كاربرد الفاظ ، اصطلاحات و ادبيات قرآن و سنّت ، نيست . بحث در عرص همان تكوين و فعل خدا بودن يا فعل انسان بودن ، است . در اين جا بايد روشن شود كه امر بين امرين ، دربار رزق حرام ، چيست ؟ تا روشن شود كه مؤاخذه درباره تحصيل رزق حرام چگونه خواهد بود ؟ و عدالت خداوند در روز قيامت در اين باره چگونه خواهد بود ؟ پاسخ : كسى كه رزق حرام را به دست آورده ، آن را بر اساس امر بين امرين به دست آورده است و بر اساس امر بين امرين نيز مؤاخذه خواهد شد . همچنان كه : كسى كه يك عمل نيك انجام داده ، آن را بر اساس امر بين امرين انجام داده است و بر اساس امر بين امرين ثواب آن را دريافت خواهد كرد . مشكل بزرگ اين است كه هر دو بزرگوار پيش از آن كه چيزى را كه امر بين امرين ، ناميده مىشود ، توضيح دهند ، دربار رزق حرام بحث مى كنند . كه باز بايد كتاب « دو دست خدا » را براى چندمين بار معرفى كنم . علامه مجلسى به همان مقدار كه در باب قضا و قدر بحث كرده ، در اين جا نيز بحث كرده است . اما علامه طباطبائى اساساً از داير بحث خارج مىشود . و آن چه در اين جا مرقوم فرموده مقدماتى است كه شيعه و معتزله در آن ، نظر مشترك دارند و اختلافى در ميان شان نيست يعنى هر دو مذهب آن را مى پذيرند ، فرق ميان شان در « ذى المقدّمه » است كه علامه هرگز وارد آن نشده است . شيعه از اين مقدمات به امر بين امرين مى رسد . و معتزله با همين مقدمات به تفويض و خودسر بودن انسان مى رسد . و نتيج بينش معتزليان اين مىشود كه خداوند از بخشى از ملك خود ، كنار كشيده است . مشروح اين بحث سنگين و پيچيده و حلّ آن ، در كتاب مذكور .